این مطلب را به دوست خود ارسال کنید

اطلاعات شما نزد هدفکار کاملا محفوظ می باشد

استقلال هیئت مدیره یک مکانیزم حاکمیت شرکتی

استقلال هیئت مدیره یک مکانیزم حاکمیت شرکتی
چکیده این مطلب : انتشار : 1397/12/08 0 نظر

 

اصطلاح "Governance"از ریشه واژه "Gubernare" (به معنای هدایت کردن) برگرفته شده و واژه"Corporate Governance" در فارسی معادلهایی  نظیر حاکمیت شرکتی، حاکمیت سهامی ، اداره سازمانی و راهبردی شرکتی دارد. حاکمیت شرکتی مقوله ای است که در دهه های اخیر بدلیل افزایش رسوایی های مالی ، مورد توجه ویژه پژوهشگران حوزه حسابداری قرار گرفته است.

حاکمیت شرکتی چیست؟

اصطلاح "Governance"از ریشه واژه "Gubernare" (به معنای هدایت کردن) برگرفته شده و واژه"Corporate Governance" در فارسی معادلهایی  نظیر حاکمیت شرکتی، حاکمیت سهامی ، اداره سازمانی و راهبردی شرکتی دارد. حاکمیت شرکتی مقوله ای است که در دهه های اخیر بدلیل افزایش رسوایی های مالی ، مورد توجه ویژه پژوهشگران حوزه حسابداری قرار گرفته است.

تعیین اهداف سالم و روشهای مناسب رسیدن به این اهداف و در نهایت حفظ حقوق تمامی ذی نفعان (بویژه سهامداران خرد) هدف نهایی حاکمیت شرکتی می باشد. بررسی علل و شرایط ایجاد رسوایی های مالی دهه های اخیر بیانگر این واقعیت است که در موارد فقدان نظارت بر مدیریت ، حاکمیت ناقص سهام داران شرکت ها بر نحوه اداره امور وسپردن اختیارات نامحدود به مدیران اجرایی ، زمینه را برای سوء استفاده آنان فراهم نموده است.

جلوگیری از بروز چنین شرایطی مستلزم اعمال حاکمیت صحیح سهام داران ازطریق نظارت دقیق بر مدیریت اجرایی و حسابرسی منظم شرکت هاست که درمجموع تحت عنوان فرآیند حاکمیت شرکتی شناخته می شود.

 

 

 

سایر تعاریف حاکمیت شرکتی

ردیف

تعـریـف حـاکمیت شـرکتی

سطح اجماع

1

{ پارکینسون  ، 1994 }: حاکمیت شرکتی عبارت است از فرایند نظارت و کنترل برای تضمین  عملکرد مدیر شرکت مطابق با منافع سهامداران ."

کـاملاً مـوافـق

2

{تری کر ،1984}:نقش حاکمیتی منحر به فعالیتهای تجاری شرکت نیست ،بلکه با هدایت کل واحد تجاری، نظارت و کنترل اقدامات اجراییس و پاسخگویی آنها به تمام ذی نفعان سروکار دارد.

خـیلی مــوافق

3

{کانون ،1994}:حاکمیت یک واحد تجاری عبارت است از مجموع فعالیتهایی که موجب شود تا مقررات داخلی واحد تجاری منطبق باشد با تعهدات شرکت از جمله امانت داری و مدیریت بهینه دارایی ها.

مـــوافــق

4

{کتابچه حاکمیت شرکتی ،1996}: رابطه بین سهامداران و شرکتسان و روشی که سهامداران به کمک آن مدیران را به بهترین عملکرد تشویق می کنند.

تـا حـدودی مـــوافـق

5

{کیزی و رایت ،1993}: ساختارها، فرآیندها و سیستم هایی که موجب توفیق عملیات شرکت می گردد.

تـا حـدودی مـــوافـق

6

{گزارش کدبری ،1992}: سیستمی که شرکتها بر حسب آن کنترل و هدایت می شوند.

کـمی مـوافـق

 

 

 

قدمت حاکمیت شرکتی :

درخارج از ایران:

موضوع حاکمیت شرکتی به شکل کنونی از اوایل دهه ی 1990 در انگلستان، امریکا و کانادا در پاسخ به مشکلا‌ت مربوط به اثربخشی هیئت مدیره شرکتهای بزرگ مطرح گردید. مبانی و مفاهیم حاکمیت شرکتی با تهیه گزارش کد بوری[1] در انگلستان، مقررات هیئت مدیره در شرکت جنرال موتورز امریکا و گزارش دی[2] در کانادا شکل گرفته و بعدها با گسترش سرمایه‌گذاریهای بین‌المللی، نهادهای مختلفی همچون بانک جهانی، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[3] و... در این زمینه فعال شده و اصول متعدد و متنوعی را منتشر کردند. در سال های اخیر ، پیشرفتهای عمده ای در خصوص حاکمیت شرکتی در سطح جهان صورت گرفته و سازمان های بین المللی استاندارد های قابل قبول بین المللی در این مورد ارائه نموده اند.

در ایران:

در ایران نیز هرچند از اوایل دهه 1340 بورس اوراق بهادار تاسیس شد و در قانون تجارت(بویژه در لا‌یحه اصلا‌حی اسفندماه 1347) درموارد مرتبط با نحوه تاسیس و اداره شرکتها تا حدودی مواردی بیان شده بود، لیکن  حاکمیت شرکتی با مفهوم کنونی آن در اوایل دهه 80 و در مصاحبه‌های مسئولان وقت بورس اوراق بهادار و در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلا‌می مطرح و بررسی ‌شده ودر وزارت امور اقتصادی و دارایی،  کمیته‌ای جهت پرداختن به موضوع حاکمیت شرکتی تشکیل شد. همچنین موضوع حاکمیت شرکتی نخستین بار در کنفرانس ملی" بازار سرمایه، موتور محرک توسعه اقتصادی ایران" (که توسط دانشگاه علا‌مه طباطبایی در 7و8 آذرماه 1383 در مرکز همایشهای رازی برگزار شد) مطرح گردید. پس از آن در مقطع دکتری حسابداری در درس توسعه عقاید و افکار حسابداری و حسابرسی تدریس شده و نتیجتاً در اواخر سال 1383 مرکز تحقیقات و توسعه بازار سرمایه سازمان بورس اوراق بهادار دست به انتشار ویرایش اول آیین‌نامه حاکمیت شرکتی زد. این آیین‌نامه با توجه به ساختار مالکیت و وضعیت بازار سرمایه و با نگرش به قانون تجارت حاضر تنظیم شده و با سیستم درون‌سازمانی (رابطه‌ای)حاکمیت شرکتی سازگار است.

طبقه بندی سیستمهای حاکمیت شرکتی:

 بررسیها حاکی از آن است که هر کشوری سیستم حاکمیت شرکتی منحصر به خود را (متاثر از عوامل متعدد داخلی از قبیل ساختار مالکیت شرکتها، وضعیت اقتصادی، سیستم قانونی، سیاستهای دولتی ،فرهنگ و عوامل خارجی از قبیل میزان جریان سرمایه از خارج به داخل، وضعیت اقتصاد جهانی، و سرمایه‌گذاری نهادی فرامرزی و ...) دارا می باشد. یکی از بهترین طبقه‌بندیهای انجام شده در این زمینه ، طبقه بندی معروف به سیستمهای درون‌سازمانی و برون‌سازمانی به شرح ذیل می باشد :

حاکمیت شرکتی درون سازمانی (رابطه ای):

 سیستمی است که در آن شرکتهای یک کشور تحت مالکیت و کنترل تعداد کمی از سهامداران اصلی قرار دارد. این سهامداران ممکن است اعضای خانواده موسس (بنیانگذار) یا گروه کوچکی از سهامداران(مانند بانکهای اعتباردهنده، شرکتهای دیگر یا دولت) باشند. هرچند دراین مدل به واسطه روابط نزدیک میان مالکان و مدیران، مشکل نمایندگی کمتری وجود دارد، لیکن مشکلا‌ت جدی دیگری پیش می‌آید. بدین صورت که به واسطه سطح تفکیک ناچیز مالکیت و کنترل (مدیریت)، سوءاستفاده از قدرت افزایش و میزان شفافیت معاملات کاهش می یابد.

 

حاکمیت سازمانی برون سازمانی (محیطی) :

در این سیستم، شرکتهای بزرگ توسط مدیران کنترل شده و تحت مالکیت سهامداران برون‌سازمانی یا سهامداران خصوصی قرار دارند. این وضعیت منجربه جدایی مالکیت از کنترل (مدیریت) شده و مطابق نظریه نمایندگی ، هزینه‌های سنگینی به سهامدار و مدیر تحمیل می گردد.

با عنایت به ویژگیهای سیستمهای حاکمیت شرکتی به نظر می‌رسد حاکمیت شرکتی در ایران بیشتر به سیستم درون‌سازمانی نزدیکتر بوده و موضوعیت داشته باشد. آنچه در این تحقیق مهم است این است که مکانیزم های حاکمیت شرکتی به مرور زمان بوجود می آیند.

 برخی شرکتها دارای مکانیزم های قوی حاکمیت شرکتی مثلا در تعداد اعضای مستقل هیئت مدیره، حضور سرمایه گذاران نهادی می باشند. برخی شرکتها نیز دارای حاکمیت شرکتی ضعیفی می باشند. توانایی یا ضعف حاکمیت شرکتی بعنوان اندازه حاکمیت شرکتی قلمداد می شود.

 شرکتی که دارای تعداد بیشتری عضو هیئت مدیره مستقل، سرمایه گذاران نهادی بوده، درصد مالکیت اعضای هیئت مدیره و اعضای غیرموظف هیئت مدیره باشد دارای حاکمیت شرکتی توانمند محسوب می شود. در مقابل، حاکمیت شرکتی در صورتی کافی تلقی می شود که در کاهش هزینه های نمایندگی موثر واقع شود .

 

جدول زیر اطلاعات دقیقی در رابطه با ویژگی های 2 سیسنم درون سازمان و برون سازمانی حاکمیت شرکتی را ارائه می نماید:

ویـژگـی هـای 2 سیستم درون سـازمـانـی و  بـرون سـازمـانـی

درون سازمانی

برون سازمانی

مدیریت شرکت عمدتاً در اختیار سهامداران درون سازمانی بوده و آنها کنترل مدیریت را برعهده دارند.

شرکتهای بزرگ تحت کنترل مدیران بوده، اما مالکیت سهام آن با سهامداران برون سازمانی است.

مرز روشنی بین ماکیت و کنترل مشاهده نمی شود، و مسئله نمایندگی قابل ملاحضه ای وجود ندارد.

مرز مالکیت و مدیریت روشن است و مسئله نمایندگی اهمیت می یابد.

تملک اجباری[4] ندرتاً وجود دارد.

تملک های اجباری به عنوان مکانیزم موثر بر مدیریت شرکت وجود دارد.

تمرکزماکیت در گروه های کوچک سهامداران (خانواده های موسس،دولت و شرکتهایی که ساختار هرمی دارند).

ماکیت گسترده است.

کنترل زیاد از جانب گروه کوچکی از سهامداران درون سازمانی اعمال می شود.

کنترل سهامداران محدود است.

انتقال ثروت از سهامداران اقلیت به سهامدارن اکثریت واقع می شود.

انتقال ثروت از سهامداران اقلیت به سهامدارن اکثریت واقع نمی شود.

در قانون شرکتها(تجارت)حمایت کمی از سرمایه گذاران می شود.

در قانون شرکتها(تجارت)حمایت زیادی از سرمایه گذاران می شود.

احتمال سوء استفاده از قدرت توسط اکثریت وجود دارد.

دموکراسی سهامداران حاکم است.

سهامداران عمده می خواهند نفوذ بیشتری در شرکتهای سرمایه پذیر داشته باشند.

از طریق سهامداری نمی توان اعمال نفوذ در شرکتهای سرمایه پذیر کرد.

 

برای دانلود pdf این مقاله اینجا کلیک کنید.

سپاس از شما مخاطبین عزیز گروه آموزش حسابداری هدفکار

منبع: پایان نامه آقای علی اکبر علیایی با موضوع

" رابطه میزان افشا و عملکرد تعدیل شده با در نظر گرفتن نقش استقلال هیئت مدیره " 

 

 

بهمون نظر بدید

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد ، هر نظری که برای ما می نویسید قوت قلبی برای حال ما خواهد بود

captcha Refresh

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 0

آخرین دانلود های رایگان

آخرین محصولات

محصولات مرتبط

مطالب مرتبط