این مطلب را به دوست خود ارسال کنید

اطلاعات شما نزد هدفکار کاملا محفوظ می باشد

تحسین کردن و 4 نتیجه شگفت انگیز آن

تحسین کردن  و 4  نتیجه شگفت انگیز آن
چکیده این مطلب : انتشار : 1397/06/05 2 نظر

 

از کودکی یادمان داده بودند،تلاش کن،با هدف باش،درس بخوان،کار کن،ورزش کن و موفق باش ولی دیگر یادمان ندادند وقتی به آن هدف رسیدیم چه کار کنیم؟! 

ماجراهای شرکت ما از کجا شروع شد؟

من به همراه دوتا از همکارانم آیدین و فاطمه که دوستای خوب منم هستند در واحد حسابداری شرکت هدفکار مشغول به کار هستیم.

ما سعی می کنیم به همدیگه و سایر دوستانمون همفکری بدیم و تو تصمیم گیری یا انجام کارها کمکشون کنیم.

هر روز ما پر از ماجراهایی جالب و هیجان انگیزه که ممکنه برای همه پیش بیاد ولی واکنش من و دوستام نسبت به اونا عادی نیست و نسبت به هیچکدوم ازین ماجراها بی تفاوت رد نمیشیم و با هدفکار فکر کردن و تلاش به نتیجه مطلوبی هم می رسیم،جالبه بدونید گاهی وقتا تو اوج سختی

برامون خیلی ام لذت بخشه.

ماجراهای شرکت ما، ماجرای انتقال و اشتراک گذاشتن  تجربیات ما به صورت کاملا رایگان برای مخاطبین عزیز هدفکار و هدف داره.

اگر شما هم هدفکاری هستید ماجراهای شرکت ما هدفکار رو از دست ندید و با کلی سوژه و تجربه کاربردی ما سهیم بشید.

لحظه هاتون پراز اتفاقای خوب

علی اکبر علیایی


سرنخ ماجرا

برگه تقویم روی میز نهمین روز از سومین ماه فصل بهار رو نشان می‌داد،سرم حسابی گرم تدوین ویدیو های آموزش حسابداری و مالیاتی بود که هفته ها برای ضبط و اجرایش زمان گذاشته بودم.

چند دقیقه ای بود که مشاوره های مالیاتی مربوط به ارسال اظهارنامه عملکرد مالیات ارزش افزوده و اظهارنامه عملکرد مالیاتی سالانه را آماده و ذخیره کرده بودم و سرگرم تدوین مشاوره مالیاتی نحوه دریافت پلمب دفاتر بودم که از صدای پرچم های بزرگ ایران که در وسط بلوار دقیقا

روبروی پنجره اتاقم طوفان شدیدی شدم.

طوفان به شدتی بود که برق منطقه را قطع کرد.

 خدا را شکر کردم که مشاوره های مالیاتی را ذخیره کرده بودم،در حسابداری انقدر اتفاقاتی مثل قطع شدن برق یهویی،ضربه های محکم با پا به صورت سهوی به سیستم و خاموش شدن آن،به اشتباه خاموش کردن سیستم همکار دیگر به جای سیستم خود،سرمون اومده و فایلهای اکسل رو

نابود کرده و سند حسابداری قبل از ثبت از بین رفته و اتفاقات مشابهی که دیگه قبل از انجام هر کاری اون تنظیمات مربوط به ذخیره رو انجام میدم.

بالاخره این قطع شدن برق به مدت طولانی باعث شد که دست از کار بکشم و با محمد استاد و همکار خوبم به خانه برگردیم.

طی مسیر کمتر پیش میاد که ما ساکت باشیم و همیشه در رابطه با موضوع های کاری و مهم صحبت می‌کنیم،امروز هم محمد در مورد موضوع مهمی صحبت کرد که برای خود من شنیدنش خیلی جالب بود.

محمد بهم گفت علی اکبر ازت یک درخواست دارم یا بهتر بگم ازت کمک می خوام؟

من هم بدون معطلی و با نگرانی گفتم با کمال میل فقط بگو بدونم راجع به چه موضوعی!اتفاق خاصی افتاده؟
محمد پاسخ داد نه اتفاقا خیلی ساده است.ازت می خوام بهم تحسین کردن خودم رو یادآوری کنی.
من حسابی گیج شده بودم گفتم بابا ترسوندی منو و با لحن خنده دار گفتم میشه دقیقا بگی تو ذهنت چی میگذره ؟
محمد ادامه داد راستش من از قدیم،از زمانی که درس می خوندیم تا الان همیشه سعی کردم انسان مفید و هدفمندی باشم.یادته وقتی هنرستان فنی و حرفه ای زکریای رازی درس میخوندیم اون موقع جلد دفتر روزنامه و دفتر کل هایی که داشتیم بعد از مدتی  از بین میرفت.
 من اونموقع هم درس می خوندم هم در کارگاه مبل سازی کنار برادرم کار میکرد،وقتی این مشکل را دیدم ایده جلد کردن دفترهای روزنامه و کل با ترمه مبل در ذهنم شکل گرفت.

من با کاری که انجام دادم

  • هم این مشکل را از بین بردم
  • هم بچه ها دیگه از دیدن دفتر روزنامه و کل لذت می بردند
  • هم من به درآمد بیشتری رسیدم
تا الان هم سعی کردم این پویایی و ذکاوت کاری و مالی رو در زندگی داشته باشم.
من که غرق خاطره های قدیم محمد و دوستانمون در هنرستان فنی و حرفه ای زکریای رازی شده بودم گفتم،دمت گرممم،من رو حسابی بردی به اون دوران ولی هنوز نمیدونم این موارد چه ارتباطی به تحسین و تشویق داره؟
حرفم هنوز قطع نشده بود که محمد گفت:
مدتها بود که نسبت به عملکردم در زندگی و کار حس خوبی نداشتم از طرفی این حس باعث شده بود انگیزه ام برای آینده کمتر و کمتر بشه ولی در تلاش بودم دلیل این نارضایتی که میدونستم عمدش غیر واقعی و غیر سازنده هست رو از بین ببرم.
بارها عملکرد خودم رو تا الان آنالیز و بررسی کردم و ایمان پیدا کردم مسیری که تا الان طی کردم کاملا هدفمند بوده و موفقیت‌ها و شکست‌هایی رو در طی این مسیر تجربه کردم که باعث رشد و پیشرفتم شده،پس مشکل کار کجاست؟!

تا اینکه یک روز به صورت اتفاقی کتاب تیغ نوشته محمد پیام بهرام پور،یکی از اساتید من در حوزه مهارت‌های ارتباطی را مطالعه کردم بعد از خواندن این کتاب مشکل کار رو پیدا کردم.

یه ندای درونی بهم گفت:محمد تحسین کردن،تشویق کردن...

ماجرای ما تحسین کردن

طی این همه سالی که کلی هدف گذاری کرده بودم و به موفقیت هم ختم شده بود،ذهن استدلالی من به این شکل عمل می‌کرد،

وقتی هدفی که من میتونستم انجام بدم دیگه نیازی به تشویق و تحسین نداشت!!!

اون هدف انجام میشد و به خودم میگفتم حالا باید برم سراغ هدف بعد و این کار به مرور زمان از من فردی هدف گذاری ساخته بود که انقدری به اهدافش توجه میکرد که خودش رو فراموش کرده بود و هیچ وقت خودش رو  تحسین و تشویق نمی کرد...

 بالاخره به این نتیجه رسیدم که برای خودم اگر هر هدفی فرقی نداره کوچک یا بزرگ باشه قرار دادم به محض رسیدن به قله موفقیت دقیقا مثل کوهنوردان

  • پرچم خودم رو در اون قله و هدف نصب کنم
  • خودم را تحسین کنم
  • عکس های یادگاریم رو بگیرم
  • و با انرژی و حسی خوب به سمت قله بعدی اهدافم برم.

همین شد که برای شروع این اقدام مهم زندگیم از تو که صمیمی ترین دوستم هستی خواستم هر زمان که تو هم حس کردی نیاز به تحسین و تشویق دارم این رو به من گوشزد کنی چون میدونم برای اوایل ذهن استدلالی ما سختگیرانه تر عمل میکنه و احتمال داره باز کمتر خودم رو تحسین کنم...

من که از شنیدن تصمیم خوب و مهم محمد به وجد اومده بودم،اون رو به خاطر تصمیم فوق العادش تحسین کردم و گفتم:

محمد دمت گرم که چنین تصمیم فوق العاده ای گرفتی اتفاقاً من هم از زمانیکه کتاب مدیر یک دقیقه ای جدید نوشته اسپنسر جانسون و کنت بلانچارد رو خوندم تغییر شگفت انگیزی در حوزه زندگی و کسب وکار داشتم  و حالا برای اینکه کمکت کنم یک شرط دارم.

محمد که متعجب شده بود گفت:چه شرطی؟
گفتم:به این شرط که برای تاثیر گذاری بیشتر،این اقدام رو در شرکت ما هدفکار هم انجام بدیم اینطوری نه تنها خودمون رو بلکه تیم و همکارانمون رو به خاطر تلاش،هدف ها و موفقیتهایی که به اون رسیدند تشویق می کنیم.
محمد که از شنیدن صحبت من انگیزش چند برابر شد گفت:عاالیه

 با توجه به تولید اولین بازی حسابداری در ایران توسط تیم هدفکار اون هم با ایده ای متفاوت و کاربردی،همچنین حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب برای اولین بار در اولین سال فعالیت آموزشی و عرضه ی هدفکارت حسابداری الان بهترین زمان هست که فردا برای تحسین خود و

تیممون جشن بگیریم و بعد از تحسین قدمهای بعدی برای رسیدن به قله ها وهدفهای بعدیمون رو برداریم.

فردای اون روز یک کیک خریدیم و بعد از مطرح کردن ماجرا به همکاران ما در شرکت ما جشن گرفتیم و نه تنها تیم مون رو به خاطر تلاش،پشتکار و همراهیشون تحسین و تشویق کردیم بلکه ازشون خواستیم تا یکدیگر رو تحسین کنند.

 این هم ایده ی من بود که بعد از خواندن  کتاب مدیر یک دقیقه ای جدید نوشته اسپنسر جانسون و کنت بلانچارد و از فصل تحسین های یک دقیقه ای یاد گرفته بودم انجام این کار هم سه تا قانون داشت:

  • اول معلوم باشه من چه کسی را تحسین می کنم و دقیق خود اون شخص رو تحسین کنم
  • دوم با قدرت،انرژی و با عشق تشویق و تحسین کنم
  • سومین و مهمترین قسمت هم اینکه دلیل تشویق و تحسین رو هم به طرف مقابل بگم

 و برای انجام تحسین از اونجایی که به محمد قول داده بودم همراهیش کنم گفتم:

بچه ها من محمد را می خوام تحسین کنم. با محبت و خنده به چهره محمد نگاه کردم و گفتم محمد واقعا دمت گرم خیلی خیلی ازت ممنونم که باعث شدی تشویق و تحسین کردن که مدتها بود فراموشش کرده بودیم رو دوباره در زندگی و کار انجام بدیم و حال خوبی پیدا کنیم.
بعد از این همکاران شرکت ما شروع به تحسین و تشویق هم دیگه کردند اولش یه ذره براشون سخت بود ولی کار به جایی رسیده بود که هم همه شرکت رو برداشته بود و حالا بچه ها یکی یکی از هم جدا می‌شدند و نفر بعدی را تحسین و تشویق می‌کردند.
 تحسین های همکاران به اتمام رسیده بود که آیدین گفت این اتفاق خوب از تحسین محمد شروع شد و با ایده علی اکبر به محیط کار رسید من نظرم اینه این کار رو همگی در محیط زندگی با خانواده های خودمون و در محیط کار با مشتریان انجام بدیم و مثل همیشه که در ماجراهای شرکت
ما هر کدام از همکاران نظراتشان را اعلام می کنند هفته آینده هرکسی دوست داشت تاثیرات و بازخوردهای این کار و نتایجی که گرفته رو به بقیه همکاران اعلام کنه.
من و محمد از تأثیرگذاری این کار و چالش جدید آیدین حسابی ذوق کرده بودیم و با موافقت قرارمون برای شنیدن صحبت‌های همکاران شرکت ما رو هماهنگ کردیم.

نتیجه ی ماجرا

نظرات همکاران شرکت ما در جلسه هفته بعد بابت تاثیرات و نتایج تحسین دیگران این بود:

 1-بدون انتظار تحسین شدن،تحسین کنیم

محمد از تجربه خودش گفت که وقتی به خونه رفتم همسرم رو بابت همراهی و صبر در زندگی مشترکمون تحسین کردم.
وقتی همسرم حرفامو شنید ابتدا جا خورد و تعجب کرد ولی کاملاً از حرفاش متوجه شدم که خوشحال شده بعد از تحسین توی ذهنم نقش بست که چرا همسرم منو تحسین نکرد،این اتفاق دوباره وقتی به یکی از کارخانه ها برای ارائه مشاوره های مالیاتی رفته بودم هم برام افتاد و مشتریم
بازخورد خوبی نشون نداد ولی هربار قبل از این که بخواد ذهنیت غیرسازنده شکل بگیره به خودم گفتم:

هدف تو تحسین کردن هست پس بدون انتظار بازگشت تحسین،دیگران را تحسین کن.

2- اگر بخواهی تحسین کنی،دلایل برای تحسین زیاد است

فاطمه نظرش این بود من در ابتدا که در شرکت با همکاران قرار شد همدیگر را تشویق و تحسین کنیم هر چی فکر میکردم دلایل خاصی برای این کار پیدا نمی کردم این اتفاق برام در خانواده  و در ارتباط با مشتریان هم افتاد البته نه اینکه تحسین کنم ولی به سختی دلیلی را پیدا میکردم.
ولی هر چه بیشتر موضوع تحسین کردن فکر کردم متوجه شدم امکان نداره ما دلایلی برای تحسین کردن پیدا نکنیم همین یک ساعت پیش بود که یکی از مشتریان مبلغ قرارداد رو که قرار بود دو ماه پیش پرداخت کنه پرداخت کرد من به محض مطرح شدن این موضوع باهاشون تماس گرفتم
و ازشون بابت پرداخت قرارداد خدمات مالی و حسابداری تشکر کردم مشتری به قدری خوشحال شد و از کارم استقبال کرد که من خودم از انجام این کار لذت بردم.

 من نظرم اینه دلایل تحسین خیلی زیاده تو فقط تحسین کن.

3-بی‌تفاوت به واکنش‌ها تحسین کنیم

 چند وقت پیش به یکی از حوزه های مالیاتی سازمان امور مالیاتی رفته بودم،به یکی از باجه های مالیاتی مراجعه کردم و بعد از اینکه کارشناس امور مالیاتی محترم کارم را انجام داد بعد از تشکر بابت خدمت رسانی مالیاتی خوبش تحسینش کردم ولی واکنش ایشان بعد از تحسین من این بود
برادر من الکی زبان نریز کارت انجام شد برو...
البته من به ایشان حق میدم شاید از این قبیل تحسین ها تصویر سالم و درستی در ذهن نداشته و به مرور زمان نسبت به این تحسین ها بی اعتماد شده ولی قصد من تحسین بود و به هدفم رسیدم.
یا چند وقت پیش به یکی از همکاران واحد حسابداری که تحریر دفاتر حسابداری انجام میده را تحسین کردم و گفتم دفتر روزنامه را خیلی خوب و تمیز تحریر می کنی ولی در پاسخ گفت آقای علیایی هندونه زیر بغل من نزن میوفته زمین میترکه هااا...

بدون شک شما هم به این قبیل اتفاقات برخورد کردید حالا نظر من اینه باید بی تفاوت به واکنش‌ها بتونیم تحسین کنیم و تلاش کنیم طوری بیان کنیم که حس خوبی به طرف مقابل انتقال بدیم.

4-به خاطر حال خوب خودمان تحسین کنیم

 به محض تمام شدن نظر من آرزو یکی از همکاران شرکت ما در واحد بازرگانی گفت:آقای علیایی همانقدر که ما تلاش میکنیم به طرف مقابل حس خوب و انرژی خوب انتقال بدیم چندین برابر اون انرژی و حال خوب رو خودمون دریافت می کنیم برای من هم پیش اومده،وقتی دوستان،
خانواده،مشتریان و یا مردم رو در اجتماع تشویق و تحسین کردم بعضی تعجب کردند،بعضی ها تدافعی عمل کردند و خیلی ها ذوق کردند.

مهمترین اثر این کار از بین بردن غرور،کبر،حسادت،دشمنی و کینه از وجود ما و ایجاد عشق،دوستی،محبت و حال خوب در وجود ما انسانهاست.

به دعای تحویل سال دقت کنید

 

یا مُقلّبَ القلوبِ و الأبصار 
 Oh reformer of hearts and minds
ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم ها
 
*******

یا مُدبِّرَ اللیلِ و النَّهار
 Director of day and night
ای گرداننده و تنظیم کننده ی روزها و شبها

*******
یا مُحوِّلَ الحَولِ و الأحوال
 and transformer of conditions
ای تغییر دهنده ی حال انسان و طبیعت

*******
حوِّل حالَنا إلى أحسنِ الحال
 Change ours to the best in accordance with your will
حال ما را به بهترین حال دگرگون فرما

 

مگر غیر از اینه که ما خدارو به اوصاف تغییر دهندگی،تدبیر و تحول دهندگی تحسین می کنیم و در پایان از خداوند میخوایم خدایا حال مارا به بهترین حال ها تبدیل کن.

 شک نکنید با تحسین خداوند با تحسین خود و با تحسین دیگران حالتون به بهترین حال ها تبدیل میشه...

 یادمون باشه مهمترین انگیزه و انرژی برای موفقیت های آینده از تحسین موفقیت‌های امروزمون به دست میاد.

نظر شما در مورد این ماجرا

مخاطبین عزیز گروه آموزشی هدفکار شما نسبت به ماجرای تحسین کردن و تشویق کردن چه نظری دارید؟
آیا در زندگی شخصی،محیط کار،تحصیل یا اجتماع تاثیرش رو حس کردید؟
نگاه شما نسبت به تحسین و تشویق کردن چیه؟
نظرات شما هم برای ما و هم برای سایر مخاطبین گروه آموزشی هدفکار مستونه تاثیر گذار باشه.
همین الان نظر و دیدگاهتون رو نسبت به این موضوع در سایت گروه آموزشی هدفکار زیر همین ماجرا به اشتراک بگذارید.

 

منتظر دریافت نظرات شما هستیم
بهمون نظر بدید

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد ، هر نظری که برای ما می نویسید قوت قلبی برای حال ما خواهد بود

captcha Refresh
fa.me19 فاطمه مهدی زاده
۱۳۹۷/۰۶/۱۸۰۰
پاسخسلام
صبح تابستونی شما بخیر و خوشی
از خوندن ماجراهای شما به شدت لذت بردم و کلی انرژی مثبت گرفتم
اول صبحی اومده بودم مطالعه ی کوتاهی در زمینه ی رشته ام داشته باشم که نظرم به این سمت جلب شد... تک تک ماجراهای شرکت شما رو خوندم و لذت بردم از احساسی که بین شما و همکاراتون در جریانه... حس و حال خوب شما و همکاراتون صبح قشنگی رو برام ساخت و تصمیم گرفتم تشکر کنم از شما که این حس خوب رو به اشتراک گذاشتید. بهترین ها رو براتون آرزو میکنم
علی اکبر علیایی
۱۳۹۷/۰۶/۲۷۰۰

سلام خانم مهدی زاده عزیز،ماشالا به اینهمه انرژی مثبت،خیلی خوشحالم که ماجراهای شرکت ما تونسته به دل مخاطبینمون بنشینه و حس خوبی در شما ایجاد کنه،ماجرای تحسین کردن یکی از دغدغه های امروز در زندگی و محیط کار ماست و چقدر زیبا که افرادی چون شما به این موضوع اهمیت میدید،سپاس از این انرژی و حس خوبی که به گروه آموزشی هدفکار تزریق کردید،نظرات شما برای ما بسیار ارزشمنده و بدونید ما به داشتن مخاطبینی چون شما افتخار میکنیم.شاد و پرانرژی باشید

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 0

آخرین دانلود های رایگان

آخرین محصولات

مطالب مرتبط