این مطلب را به دوست خود ارسال کنید

اطلاعات شما نزد هدفکار کاملا محفوظ می باشد

حسابداری در جستجوی کار

حسابداری در جستجوی کار
چکیده این مطلب : انتشار : 1397/05/02 0 نظر

 

وقتی تازه شروع به کار کرده بودم برای بالا بردن اطلاعات خودم در زمینه اکسل از یکی از همکارام بنام مهدی که بیش از 5 سال سابقه کار در یک موسسه حسابرسی تخصصی بیمه هم داشت کمک می گرفتم. مدتی نگذشت که مهدی برای ادامه همکاری با مدیریت شرکت به تفاهم نرسید، از شرکت ما جدا شد.

 

ماجراهای شرکت ما از کجا شروع شد؟

من به همراه دوتا از همکارانم آیدین و فاطمه که دوستای خوب منم هستند در واحد حسابداری شرکت هدفکار مشغول به کار هستیم.

ما سعی می کنیم به همدیگه و سایر دوستانمون همفکری بدیم و تو تصمیم گیری یا انجام کارها کمکشون کنیم.

هر روز ما پر از ماجراهایی جالب و هیجان انگیزه که ممکنه برای همه پیش بیاد ولی واکنش من و دوستام نسبت به اونا عادی نیست و نسبت به هیچکدوم ازین ماجراها بی تفاوت رد نمیشیم و با هدفکار فکر کردن و تلاش به نتیجه مطلوبی هم می رسیم،جالبه بدونید گاهی وقتا تو اوج سختی برامون خیلی ام لذت بخشه.

ماجراهای شرکت ما، ماجرای انتقال و اشتراک گذاشتن  تجربیات ما به صورت کاملا رایگان برای مخاطبین عزیز هدفکار و هدف داره.

اگر شما هم هدفکاری هستید ماجراهای شرکت ما هدفکار رو از دست ندید و با کلی سوژه و تجربه کاربردی ما سهیم بشید.

لحظه هاتون پراز اتفاقای خوب

علی اکبر علیایی

ماجرای ما

حسابداری در جستجوی کار

 

وقتی تازه شروع به کار کرده بودم برای بالا بردن اطلاعات خودم در زمینه اکسل از یکی از همکارام بنام مهدی که بیش از 5 سال سابقه کار در یک موسسه حسابرسی تخصصی بیمه هم داشت کمک می گرفتم.

مدتی نگذشت که مهدی برای ادامه همکاری با مدیریت شرکت به تفاهم نرسید، از شرکت ما جدا شد.

چند ماهی گذشت،یک روز مدیریت مؤسسه به من اعلام کرد که مهدی تماس گرفته و دنبال کار می گرده اگر مراجعینی داشتی که نیاز به حسابدار دارند حتما بهشون ایشون رو معرفی کن.

برام سؤال شد مهدی با این سابقه کار چرا خودش نتونسته این کار رو انجام بده،ولی از طرفی گفتم اتفاقه میفته و الان وظیفه ما اینه که کمکش کنیم.

 اتفاقاً یک کارگاه تولیدی درخواست نیروی حسابدار داده بود و بدون معطلی با هماهنگی که بین طرفین ایجاد کرد قراری گذاشتم و برای معرفی مهدی به عنوان حسابدار به کارگاه تولیدی رفتم.

بین راه از روی کنجکاوی از مهدی سوال کردم دلیل اصلی که از محل قبلی خارج شدی چی بود؟

مهدی به من با ذره ای مکث گفت: راستش اونجا کار خوب یاد نمی دادن و از طرفی  حقوقش برام راضی کننده نبود.

گفتم یه سؤال دیگه:پس دلیل اینکه از پیش ما رفتی چی بود اینجا که کار خیلی خوب یاد میدادن؟جواب داد درست میگی هرروز یه مطلب جدید یاد میگرفتم ولی خوب حقوقش برام راضی کننده نبود.

دیگه ادامه ای ندادم و باهم رفتیم جلسه معارفه...

چند روز بعد از این جلسه وقتی پیگیر شدم مطلع شدم که قرارداد رو بسته و شروع به کار حسابداری اون کارگاه تولیدی کرده، ولی این همکاری تقریبا 8 ماهی بیشتر طول نکشیده بود و مجدد با مدیر شرکت ما تماس گرفته بود و دوباره ازش کمک خواسته بود که بیکار شدم که اگر کاری سراغ دارید به من معرفی کنید.

وقتی باهاش تماس گرفتم و دلیلش رو جویا شدم گفت:بین دوتا کارفرمای کارگاه که با هم شریک بودند دعوا شده وقراره از هم جدا بشن و حقوق خودم هم مونده و خدا میدونه از کی باید بگیرم.

حرفهای مهدی اصلا برام قانع کننده نبود ولی تو شرایطی هم نبود که بخوام باهاش بحث کنم و تنها کاری که تونستم انجام بدم این بود که بهش مشاوره بدم تا بتونه بین چند تا گزینه یکی رو انتخاب کنه و بره کارخانه قطعات خودرو و مشغول به کار بشه.

الان که دارم براتون این مطلب رو می نویسم از طریق تماس تلفنی مطلع شدم که مهدی یک ماه دیگه عروسیشه. برای دو روز در هفته که زمان خالی داره به دلیل اینکه حقوق دریافتیش به میزان حداقل حقوق یک کارمند هست به دنبال کار میگرده.

بعد ازین تماس کلی سوال ذهنم رو درگیر کرده:

اینکه بیش از 10 سال سابقه کار در حوزه تخصصی حسابداری چرا باید حقوق دریافتی حداقل + مزایای جزئی وزارت کار باشه؟

چرا باید هنوز متکی به دیگران باشه و خودش توانایی پیدا کردن کار نداشته باشه؟

  • آیا دلایل مهدی برای قطع همکاری های قدیم قانع کننده بوده ودرست اقدام کرده؟
  • موسسه بیمه خوب کاریاد  نمی داد و حقوق خوبی نداشت!
  • در مؤسسه حسابداری کار خوب یاد می گرفتم ولی حقوق خوبی نمی گرفتم!
  • کارگاه تولیدی من مقصر نبودم ، بین شرکاء دعوا شد و پولم رو هم خوردند!
  • درکارخانه قطعات خودرو از کارم راضی ام اینجا حسابدار خزانه داری هستم ولی دخلم با خرجم نمی خونه!

آیا جایگاهی که الآن مهدی داره با سابقه کاری وتجربیاتی که از همکاری با افراد متخصص بدست آورده ،همخونی داره!

این سوالات ذهنم رو درگیر کرد، بدون معطلی به واحد مالی شرکتمون اومدم و به همکاران توضیح دادم و ازشون خواستم به من همفکری بدن تا دلیلش رو شناسایی کنیم و اگر کمکی از دستمون برمیاد برای مهدی انجام بدیم.

نتیجه ی ماجرا

نظرات همکاران شرکت ما این بود:

1-عدم برنامه ریزی ونداشتن نقشه راه

فاطمه بعد از شنیدن صحبتها نظرش این بود که طبق این روندی که تقریبا بیش از 10 سال طول کشیده مهدی هیچ برنامه ریزی انجام نداده و از همون ابتدا مسیر و نقشه راه رشد خودش رو طراحی نکرده ، مثلا من  برای 5 سال اول کارم برنامه ریزی کردم الآن که در سال دوم قراردارم حتی می تونم همینجا بهتون اعلام کنم که 3 سال بعد حداقل جایگاه و حقوقی که دارم چه مبلغیه؟

من که از شنیدن صحبتهای فاطمه و اعتماد به نفس و برنامه ریزیش به وجد آمده بودم ازش تشکر کردم و از آیدین خواستم که نظرش رو اعلام کنه.

2-بالا بردن تجربه حین کار

آیدین با توجه به شناختی که از مهدی داشت نظرش این بود که مهدی باید تجربه و تسلط خودش رو طی سالهایی که فعالیت می کرده ، با مسولیت پذیری و اعتماد به نفس، و با توجه به مدیرانی که باهاشون همکاری کرده، توانایی های خودش رو بالا ببره و نه تنها در کار خودش ازش بهره مند بشه بلکه جایگاه شغلی خودش رو هم ارتقا بده.

3-بالا بردن مهارت با آموزش های تخصصی

آرزو که از همکارای حوزه ی بازرگانی ماست نظرش این بود دوست ما باید در کنار حسابداری نسبت به رشد خودش هم تلاش می کرده مثلاً باید با مطالعه ، آموزش و.... مهارت مذاکره خوب و قوی رو یاد می گرفته تا بتونه در مصاحبه هایی که انجام می داده قرارداد برد برد رو تنظیم کنه،یا با شرکت در دوره های آموزشی تخصصی،مهارت خودش رو در حرفه خودش بالا ببره.

4-بازاریابی کار حسابداری

محمد که از با تجربه های حوزه ی بازرگانی شرکت ماست نظرش این بود که مهدی طی این سالها یک ضعف بزرگ داشته و هیچ اقدامی برای از بین بردن اون انجام نداده و اون این بوده که هیچ وقت نتونسته برای کار حسابداری بازاریابی کنه و هر وقت که بیکار می شده با دوستان خودش تماس می گرفته تا اشخاصی که نیاز به حسابدار دارند رو معرفی کنن...

فرق نمی کنه شما تو چه حرفه یا تخصصی باشی،از یک خودکار گرفته تا یک مهارت و تخصص،باید توانایی این رو داشته باشی که اون مهارت رو به دیگران عرضه کنی یعنی نه تنها به دنبال تقاضای اونا نباشی بلکه با عرضه محصول، تخصص، مهارت خودت بتونی مخاطبت یعنی شرکتها و اشخاص(صاحبان مشاغل) رو نیازمند و بعد از اون مثلاً تخصصت رو بهشون عرضه کنی.

بعد از شنیدن صحبت های محمد چنان به وجد اومده بویم که همگی براش دست زدیم و کلی ازش تشکر کردیم،چون این مطالب برامون خیلی مفید بود.

5-به کار گرفتن دانسته ها

نظر من هم در تکمیل مواردی که همکارای شرکت ما هدفکار گفتند این بود که مهدی باید دانسته هاش رو به کار بگیره ، بدون شک طی این سال ها تجربه ، مهارت و آموزش های زیادی رو فرا گرفته و باید بدونه برای اینکه کیفیت زندگی و کار خودش را بخواد بالا ببره نه تنها باید مواردی که گفته شد و خیلی اقدامات دیگه رو انجام بده بلکه باید این دانسته ها رو به کار ببنده ومنتظر تحول و معجزه عظیم در زندگی وکسب و کارش باشه.

در پایان از شما دوستان تقاضا دارم اگر مواردی تو ذهنتون هست که میتونه به دوست ما و سایر مخاطبین کمک کنه در قسمت دیدگاههای سایت هدفکار برامون ارسال کنید.

 به امید اینکه این موارد رو بکار ببندیم و از رشد خودمون و دوستانمون در زندگی و کسب و کار لذت ببریم.

منتظر دریافت نظرات شما هستیم
بهمون نظر بدید

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد ، هر نظری که برای ما می نویسید قوت قلبی برای حال ما خواهد بود

captcha Refresh

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 0

آخرین دانلود های رایگان

آخرین محصولات

محصولات مرتبط

مطالب مرتبط